السيد موسى الشبيري الزنجاني

6852

كتاب النكاح ( فارسى )

شاهد ديگر بر معاوضه بودن تعبير به « أُجُورَهُنَّ » در مورد نكاح دائم در قرآن است . « 1 » دليل سوم : عقد بايد مهر باشد و بدون مهر تسلطى بر بضع حاصل نمىشود و از طرفى در روايات متعدد آمده است كه « المهر ما تراضيا » يعنى مهر آن است كه دو طرف راضى به آن باشند و عكس نقيض روايات مذكور اين مىشود كه آن چيزى را كه رضايت آنها بر آن واقع نشده است ، مهر نيست ؛ يعنى مهر المثل و يا هر مهر ديگرى كه براى اينها منظور شود ، به حسب اين روايات آن نمىتواند مهر باشد ، پس لازم مىآيد كه نكاح بدون مهر باشد و چنين نكاحى باطل است . جواب‌هاى قائلين به صحت از ادله مذكور الف - جواب از دليل اول قائلين به بطلان : گفته‌اند كه در اينجا - خصوصا در صورت اشتباه كه بسيارى اين فرض را گفته‌اند كه شخص اشتباها مهر را صحيح مىدانسته است - رضايت بالفعل بوده است و به قول صاحب جواهر در چنين عقدى دو رضايت هست يكى رضايت بر همسر بودن و دوم رضايت بر مهر ، كه البته رضايت بر مهر به نحو داعى بر عقد بوده است و به عبارت روشن‌تر در اينجا دو مطلب هست و وقتى شارع يكى را امضاء نكند دليلى ندارد كه مطلوب ديگر هم مورد امضاء نباشد ، در اين جهت ملازمه و ارتباطى بين رضايت بر مهر با رضايت بر اصل ازدواج وجود ندارد ، تا با رفتن يكى ديگرى هم برود . ب - جواب از دليل دوم قائلين به بطلان : جواب اول : در عقد نكاحى كه مهر تعيين مىشود ، اگر چه ظاهرا معاوضه

--> ( 1 ) - و لذا اينكه مترجم تفسير الميزان تعبير به « اجور » را شاهد بر اراده متعه از استمتاع آمده در آيه قرآن قرار داده است ، درست نيست ؛ براى اينكه تعبير به « اجور » درباره نكاح دائم هم به طور مسلم آمده است ، مثل آيه مربوط به زنان پيامبر كه مىفرمايد ( آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ ) . ( استاد مد ظله )